آیرل رمان
دانلود رمان های عاشقانه جدید و پرطرفدار جذاب
رمان دوست نداشتنی از ‌آیدا دانلود رایگان

رمان دوست نداشتنی از آیدا با لینک مستقیم

دانلود رمان دوست نداشتنی از ‌آیدا کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه، درام، روانشناختی

تعداد صفحات : 245

رمان دوست نداشتنی

خلاصه رمان : مگی سال‌هاست که بلد است نباشد. نه برای جمع زدن، نه برای فرار؛ فقط برای دوام آوردن. جوری زندگی کرده که کسی مزاحمش نشود، و یاد گرفته این «مزاحم نشدن» را بگذارد جای «دیده شدن». هیچ‌کس عمداً او را نخواست. فقط انتخابش نکردند. و مگی آرام‌آرام باور کرد انتخاب‌نشدن یعنی نقص. کالب فرق داشت. نه با عشق یک‌شبه، نه با حرف‌های قاطع. فرقش در این بود که نرفت. وقتی مگی پس زد، ماند. وقتی گفت «من دردسر می‌شوم»، گوش داد. و وقتی مگی از ترس خشمگین شد، خشمش را جواب نداد. کالب کامل نبود. کالب فقط ماند.

قسمتی از داستان رمان دوست نداشتنی

دوباره تکیه دادم و خودکارم را پرت کردم روی میز. «چقدر انتخابشان را محدود کرده.» بوکر گفت: «البته این هم گفت که ماشین چند جای زنگزده داشت.» و با عجله چیزی را در دفترچه یادداشتش نوشت. «خانم استرینگر توضیح داده که این، دستهایش را با طناب سیمی به هم بسته و از اینکه با چاقو زخمیش میکرده لذت میبرده و بهش گفته که اگر دلش بخواهد، قبل از کشتنش کاری کند که آن ساعت ها جیغ بزند.» جلوی خودم را گرفتم که فحشی ندهم و گفتم: «واقعاً خیلی… دلربا به نظر میرسد.» «بعد از اینکه کارش با دختره تموم شد، لبه پیادهرو پرتش کرده و ولش کرده تا بمیرد. یک پیرمرد که سگش را راه میبرده تقریباً بلافاصله پیدایش کرده و به ۹۱۱ زنگ زده. احتمالاً تنها دلیل زنده موندش هم همین است و این حقیقت که آن روز شیفت دکتر کول بوده… فکر نمیکنم تحت هیچ شرایط دیگری زنده میماند. آن دکتر معجزه میکند.»

«اون یکی مرده چی شد؟ بیل بود اسمش؟ آن و چاقوی بزرگش بیشتر توجه دختره را به خودشان جلب کرده بودند. البته این هم گفت که بیل زیاد از چاقو کشیدن الن خوشش نیامده. آن دو مرد شدیداً با هم بحثشان شده ولی الن اصرار داشته که باید دختره را تنبیه کند چون بهش لگد زده. وقتی که این تهدید کرده بیل را هم با چاقو خطخطی میکند، کلاً دعواشان تموم میشود.» «میتوانست چیزی از ظاهر و قیافشان به ما بگوید؟» «حدس میزد که آن تقریباً ۱۸۰ باشد و بیل هم چند سانتیمتر کوتاه تر. هر دوشان پیراهن و شلوار مشکی تنشان بوده و این، بوت سیاه براق با زیپهای نقرهای پوشیده بوده.» «مطمئناً به مد روز نیستند. موها و رنگ چشم هاشان چی؟» «هر دوشان موهاشان را به پشت بسته بودند و رنگشان بلوند تیره بود. در مورد چشم هاشان هم، خون گرفته به نوعی رنگ محسوب میشده.» «پس مواد مصرف کرده بودند؟

غیرمعمول نبود. معمولاً موادفروش های خرده پا معتاد بودند. چیز دیگری هم گفت؟» «فقط اینکه آن، دو گوش چپش به گوشوارهٔ گرد نقرهای انداخته بوده.» بوکر دفترچه یادداشتش را بست و دوباره گذاشت تو جیبش. «به محض اینکه حالش بهتر شد، حاضر است با پلیس چهره نگار همکاری کند؟ خدا کند که این بتواند کمکی برایمان باشد.» «آره، من آن نقاشی ها را به سیستم میدهم تا بین قابلیت ها بگردند و شاید بتوانیم با یک نفر تطبیقش دهیم.» بوکر عکس بعدی را گذاشت روی میز. «این خانم باربارا براون هستش. این عکس گواهینامه قدیمی، تنها عکسی است که ازش داریم. هنوز هم دارم میگردم تا بتوانم عکس بهروزتری پیدا کنم.» به جرعهای از سودای من که گرم شده بود نوشید و تکان خورد. سودا را کنار گذاشت و گفت: «تا حالا اسم یخ را شنیدی، بچه؟» بدون اینکه بهش اهمیتی بدهم به عکس نگاه کردم.

چشم های آبی آن زن آشنا به نظر میرسید. بوکر گفت: «یه جورایی منزوی به نظر میرسد. هنوز حتی نمیدانیم این زن چه دخالتی در این ماجراها دارد، ولی میدانیم که هافمن در چند هفتهٔ گذشته تقریبا هر روز خانهٔ این زن بوده و دستخالی بیرون نیامده.» «مواد؟» اطلاعات زیر عکس را خواندم. نوشته بود که این عکس مربوط به ۲۵ سالگی این خانم است، ولی با این حال خیلی بیشتر از سنش نشان میداد. اما از آنجایی که عکسش کیفیت بالایی نداشت، زیاد اعتنایی نکردم. «باز هم جواب این است که مطمئن نیستیم. بعضی روزها او یک سبد پر از خواروبار میبرد و تا ساعت بعدش آنجا است. خالی برمیگشت. بعضی از روزها هم فقط یک بطری ودکا میبرد، ولی موقع برگشت کیسه های خواروبار دفعهٔ قبل همراهش بود. اولش میخواستیم بیاوریمش اینجا تا ازش بازجویی کنیم، ولی بعد او را با الن و بیل در پارک دیدیمش.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: دوست نداشتنی
  • ژانر: عاشقانه، درام، روانشناختی
  • نویسنده: آیدا
  • ویراستار: آیرل
  • تعداد صفحات: 245
  • حجم: 1 مگابایت
  • منبع تایپ: آیرل
لینک های دانلود
  • 8 بازدید
https://ayrelroman.ir/?p=14295
لینک کوتاه مطلب:
برچسب ها
موضوعات
آخرین نظرات
نماد اعتماد
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آیرل رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.