آیرل رمان
دانلود رمان های عاشقانه جدید و پرطرفدار جذاب
رمان رزهای وحشی از ‌کیمیا مهر دانلود رایگان

رمان رزهای وحشی از ‌کیمیا مهر با لینک مستقیم

دانلود رمان رزهای وحشی از ‌کیمیا مهر کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

تعداد صفحات : 1459

رمان رزهای وحشی

خلاصه رمان : مشتی آبِ سرد به صورتش زد و چند لحظه به انعکاسش در آیینه خیره ماند. ابروهای پرپشت و پریشانش چهره‌اش را سخت و جدی‌تر از قبل نشان می‌داد، اما میکائیل از این اخمِ ناخودآگاه راضی بود. حوله را برداشت و هنگام خشک کردن صورتش آرام گفت: – رُز… از سرویس بهداشتی بیرون آمد. هنوز چند قدم به سمت کت اسپرتِ مشکی‌اش برنداشته بود که صدای شیطنت و جیغِ دخترک از طبقه‌ی پایین بلند شد؛ لبخندی محو روی لبانش نشست.

قسمتی از داستان رمان رزهای وحشی

و یزدان نیم نگاهی به رز انداخت و تن صدایش را این بار پایین آورد: – پشت صندوق ماشینم… نگاه میکائیل این بار مستقیم نشست روی صورت یزدان و جراحت های صورتش قیافش را خشن تر از همیشه نشان می‌داد و این بار بی توجه به وضعیتش با حرص غرید: – صندوق عقب مـــــــــاشی… نتوانست ادامه دهد، درد دنده اش امانش را برید و ادامه ی حرفش ناله ی بلندی شد اما باز هم زبانش غلاف نشد و فحش زشتی بار یزدان کرد و ادامه داد: – احمــــــق… و یزدان شاکی شده و خیره به وضعیت میکائیل جواب داد: – چیکا می‌کردم؟… آفتاب زده وسط روستا هر جا میری یکی مشغول یه کاریه جنازه ببرم کجا چال کنم؟ باید وایستیم تا شب شه میکائیل حرصی تر جواب داد و انگار درد دنده اش هم اهمیت زیادی برایش نداشت به سختی حرفش را زد: – این جا شمال جنازه سریع بو میگیره.

این بار صدایش بلند بود و رز تکانی خورد که سریع نگاهش نشست روی دخترک و یزدان ادامه داد: – چیکا می‌کردم خب؟ تمام حرف هایش از فرط درد و خشم با حرص بود و یزدان کینه نمی‌گرفت پس ادامه داد: – منو خاک می‌کردی… رز بفهمه جنازه ی خالش کجا خودم خاکت می‌کنم – به گوه خوردن می‌ندازی آدمو طوری که باید می‌زاشتم سقت می‌شدی… درد داری بخیه داری نکن این طوری این قدر وول نزن تو خودت و میکائیل چند بار نفس نفس زد انگار که مسافت زیادی رو با دو چرخه در حال رکاب زدن بوده است و گفت: – درد بی درمون نداریم نترس فقط یه خریو بیار بالا سر من دو هزار حالیش باشه این درد دنده ی من نمیزاره نفسم مثل آدم بالا بیاد – این دکی قلابیه گفت دندت یا شکسته یا ضرب دیده که در هر صورت تا خوب شه باید درد بکشی چون درمونش فقط مسکن برای کمبود دردت.

میکائیل نفس عمیقی کشید و درد دنده اش تا مغز استخانش نفوذ کرد و دانه های عرق از شدت دردش روی پیشانیش نشستند و یزدان ادامه داد: – واس برم یه استامینفونی چیزی بیارم بی توجه به حرفش قبل این که از در خارج شود میکائیل صدایش زد که ایستاد: – ته و تو همرازو درار فیلم نباشه بیفتیم تو تله… زنگ بزن فرزان سری به معنی باشه تکان داد، رفت و میکائیل سرش را به پشت تخت تکیه داد و چشمانش را محکم روی هم فشرد، درد دنده هایش خیلی زیاد بود ولی تحملش خیلی برای میکائیل سخت نبود! چه شب هایی از کول‌بار زجر و درد فکر کرد صبح را دیگر نمی‌بیندو اما دید! دقایقی گذشت و یزدان هم انگار این قدر ذهنش آشفته بود که درد میکائیل و قول قرصی که به او داده بود را فراموش کرده بود. و میکائیل بی حرکت روی تخت نشسته بود و سعی می‌کرد نفس هایش را مدیریت کند.

چون با هر نفسش درد دنده هایش عذابش می‌داد و تا حالا شده که با هر نفس کشیدنت درد را بچشی و مزه مزه اش کنی؟ میکائیل نگاهش نشست روی رز و دست دراز کرد و انگشتانش را میان موهای دخترک کشید و احساس می‌کرد دلتنگ نگاهش هست؛ دوست داشت رز را بیدار کند تا فقط به چشم هایش خیره شود… چشم هایی که به شدت شبیه همراز بود اما با این حال یک دنیا هم تفاوت بینشان بود. دوست داشت رز هر چه سریع تر چشم باز کند و میکائیل با لبخند تلخی بگوید دیدی بازی را الکی الکی باختی خورشید خانم! اما حیف که دنیای بی خبری فعلا جای بهتری برای رز بود… و قطعا اون به این همه تلخی زندگی و بی رحمی دنیا عادت نداشت. رزی‌ که به گفته ی یزدان یک لحظه هم از میکائیل جدا نشده بود و آخر سر از سر خستگی ناخواسته کنار تخت میکائیل با هزار جور فکر و خیال خوابش برده بود.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: رزهای وحشی
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: کیمیا مهر
  • ویراستار: آیرل
  • تعداد صفحات: 1459
  • حجم: 180 مگابایت
  • منبع تایپ: آیرل
خرید کتاب
35,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
  • 316 بازدید
  • 35,000 تومان
https://ayrelroman.ir/?p=13695
لینک کوتاه مطلب:
برچسب ها
موضوعات
آخرین نظرات
نماد اعتماد
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آیرل رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.