آیرل رمان
دانلود رمان های عاشقانه جدید و پرطرفدار جذاب
رمان تو قلب منی از ریحانه نوروزی دانلود رایگان

رمان تو قلب منی از ریحانه نوروزی با لینک مستقیم

دانلود رمان تو قلب منی از ریحانه نوروزی کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه، کلکلی

تعداد صفحات : 396

رمان تو قلب منی

خلاصه رمان : در داشبورت رو باز کرد و به کیسه از توش کشید بیرون و پرت کرد سمتم با کمال پرویی پفک رو از تو مشما در آورد و تند تند مشغول خوردن شدم؛ همین جور که داشتم میخوردم متوجه ی نگاهای نسیم شدم به تای ابرومو انداختم بالا و روب نسیم گفتم: ها بد نگا میکنیا!!! آب دهنشو قورت داد و گفت منم میخام لبخند خبیثی زدم و گفتم بیاه چپ چپ نگام کرد که گفتم من مثل شما بی معرفت نیستم بعد گرفتم سمتش که با لبخند چند تا برداشت دیدم نگار ساکته و هیچی نمیگه بنابر این پاکت پفکو گرفتم جلو صورتش که دستمو پس زد منم از لجم پاکتو فرو کردم تو دهنش که علی بلند زد زیر خنده به جوری میخندید که شیشه های ماشین داشت میلرزید.

قسمتی از داستان رمان تو قلب منی

همونجور با چشمای بسته دکمه ی اتصالو زدم ک جیع نسیم بلند شد: خبرت بیاد ایشالله کدوم گوری هستی پس همه جلو در دانشگاه منتظرتن عین برق گرفته ها سر جام نشستم و گفتم الان میام فقط با ماشین کی میریم؟ با حرص گفت: ای بمیری ک فقط ب فکر آسایشو راحتی گمشو بیا و بعد قطع کرد با حرص از روی تخت بلند شدم حالا که فکر میکنم میبینم چرا مرتضوی دیشب نیومد خونمون. بیخیال شونمو انداختم بالا و پریدم رو میز آرایش. مثل همیشه آرایش ساده ای کردم میگم ساده نه فقط به رژ؛ به مداد اندکی کرم مداد ابرو و به رز همین. مانتو مشکیمو ک کوتاهیش تا زیر زانوم میرسید از تو کمد کشیدم شلوار لوله ی ذغالیم روک روش چند تا اثر پارگی بود رو پام کردم مقنعه کرباتیمو سرم کردم کولمو برداشتم گوشیمو انداختم تو جیب.

مانتوم دسته ی ساکو محکم تو دستم فشار دادم و رفتم پایین. همه خواب بودن هی خدا با بارو هم ندیدم که ازش خدافظی کنم اشکانم که جزو آدم حساب نمیشه مامان گرامی هم که هیچ سرخوشه. شونمو انداختم بالا و ساندویچ ها رو از تو یخچال در آوردم در یخچالو ک بستم قیافه ی خواب آلود اشکان جلوم نمایان شد اوقع قیافمو جمع کردم و به نگاه ب سر تا پاش انداختم شلوارش که داشت از پاش میوفتاد لباسشم که در آورده بود موهاشم بهم ریخته بود چپ چپ نگام کردو گفت: کجا بسلامتی؟ پوزخندی زدم و گفتم فکر نمیکنم ب تو ربطی داشته باشه؟ اخماش رفت توهم و گفت: گفتم کجا؟ با حرص گفتم. سر قبر تو … به قدم آمد نزدیکم و گفت بی ادب زبونتو گاز بگیر کلافه گفتم ای تو رو خدا برو کنار دیرم شده؛ مکرر پرسید: کجا؟

چشمامو با حرص روی هم فشار دادم و گفتم دارم میرم اصفهان لبخندی زد و گفت: مراقب خودت باش سرمو تکون دادم. همونجور که تو یخچال دنبال به چیزی برا خوردن می گشت گفت: باشگاه لبخندی زدم و گفتم باشه من رفتم از طرف من از همشون خدافظی کن بای اینو گفتم و به سرعت به سمت در خروجی حرکت کردم. با دیدن بچه ها لبخند پهنی زدمو با صدای بلند گفتم: سلام و عرض ادب یهو جلو دهنمو گرفتم که همه خندیدن و با خوشرویی جواب سلاممو دادن. خلاصه بعد از کلی غر غر توسط بچه ها رضایت دادن که بریم هر کی با هم گروهی خودش میومد ماهم با علی امدیم چون ماشین آورده بود و منم حال نداشتم سوار اتوبوس بشم. وسطای راه بودیم که با حرص روب علی گفتم: پوکیدم اگه لطف کنی ظبتو روشن کنی

ممنون میشم دنده رو عوض کرد و گفت: آهنگ ندارم یعنی دارما با مزاج شما سازگار نیست حضرت والا ایمان زد زیر خنده که با بطری کوبوندم تو سرش و گفتم خودم فلش دارم جناب اینو گفتم و قل شمو از جیب. آهنگ مورد علاقم تا شروع کرد ب خوندن جیغ جیغم رفت هوا: دلم تنگ شده واسه شبای بندر واسه خوندن با به ریتم تند تر … چقدر قشنگ بود این حس و حال خوب شبا کتار دریا چقدر صفا داشت اون بوی شرجی و ماسه های پاک دریا دریا دریا دریا عشق مو دریا ساحل دریا قاتل گرما. بعد از تموم شدن آهنگ یه جیغ بلند دیگه کشیدم و ولو شدم رو نسیم ک دادش در آمد هوی تنه لش خودتو جمع کن. منو پرت کرد رو نسیم که جیغ زد ایش کرمو بلند شو بابا حال نداریم اه یه نگاه ب نسیم و به نگاه ب نگار انداختم.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: تو قلب منی
  • ژانر: عاشقانه، کلکلی
  • نویسنده: ریحانه نوروزی
  • ویراستار: آیرل
  • تعداد صفحات: 396
  • حجم: 1.37 مگابایت
  • منبع تایپ: آیرل
خرید کتاب
50,000 تومان
دانلود بلافاصله پس از پرداخت
  • 27 بازدید
  • 50,000 تومان
https://ayrelroman.ir/?p=10715
لینک کوتاه مطلب:
برچسب ها
موضوعات
آخرین نظرات
نماد اعتماد
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آیرل رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.