آیرل رمان
دانلود رمان های عاشقانه جدید و پرطرفدار جذاب
رمان برای من برقص از ‌مهرناز ابهام دانلود رایگان

رمان برای من برقص از مهرناز ابهام با لینک مستقیم

دانلود رمان برای من برقص از ‌مهرناز ابهام کامل رایگان

ژانر رمان : عاشقانه، اجتماعی

تعداد صفحات : 653

رمان برای من برقص

خلاصه رمان : نیمه شب پیداش کردم. کنار خیابان، خون و چرک تنش را پوشانده بود. پیراهن چرم مشکیاش پاره شده بود، جوراب های فیشنت ترک خورده بودند از بالا تا پایین پا. اون لحظه یک سوال توی ذهنم جرقه زد، زودتر از اینکه بتونم جلوش رو بگیرم: آیا… اون دختر… فاحشه ست؟ و بعد هیچی. تاریکی و روشنایی قاطی شدن. دیگه نفهمیدم کدوم بود.

قسمتی از داستان رمان برای من برقص

از تاثیر نور موبایل چشم های زن به هم فشرده و ناله ی خفیفی از گلویش خارج شد مرد خم شد و محکم تر بازویش را تکان داد. چشماتو باز کن… خوبی؟ از سوال بیجایی که پرسید پوزخندی بر لبش نشست. این زن هیچ نشانه ای از حال خوب نداشت گاهی قصدمان از پرسیدن یک سوال واقعا پرسیدن و دانستن نیست. در واقع جواب را میدانیم و قصدمان گریز از واقعیت دردناک و یا تحمیل قدری امید به ساختار یک جمله ی سوالی است. مثل فرزندی که از مادر بیمار و رو به موتش با التماس میپرسد مامان خوبی؟ به دنبال یک کلمه “خوبم و قدری امید… قدری امید. زن به سختی بدنش را حرکت داد و به پشت روی آسفالت خوابید و آخ دردناکی از دهان پر خونش خارج شد. میتونی بلند بشی؟ چه بلایی سرت اومده؟ چشم های درشتش را که آرایش سیاه غلیظ دورش به شدت پخش شده بود باز کرد و به مرد نگاهی انداخت.

مرد جوان قد بلندی با کت اسپورت روشن و شلوار تیره کنارش ایستاده بود. اشک از گوشه ی چشمش سرازیر شد و زمزمه کرد ولم کن… بذار بمیرم درد را در کلام و زنگ صدایش به خوبی حس کرد ولی مگر میشد انسانی را به آغوش مرگ رها کند؟ عینکش را از چشم برداشت و دور و بر را نگاه کرد چه باید می کرد؟ تنها گزینه بیمارستان بود. و به جای فاتحه خواندن برای مرده، برای خودشان دعا کردند تا مریض نشوند. نمیدانم خدابیامرز از آن مشایعت کنندگان به خانه آخرش، بیشتر رحمت بُرد یا غر و لند ساعت ۱نیمهشب او در یک مهمانیِ شلوغ با کلافگی به تهریشش دست کشید و بیتوجه به عشوهگری های دختری که قصد جلب توجهش را داشت، به ساعت نگاه کرد. بیرونِ خانه، صدای موزیکِ بلندِ مهمانی در کوچه خلوت طنین انداخته و کارگری خسته از ساعتها کارِ سنگین، سلانه سلانه راه خانهاش را در پیش گرفته و به سیگارِ ارزانش پک میزد.

غرق در فکر، عمیق پک میزد. گویی قرار بود با عمیقتر کام گرفتن از سیگار، گره مشکلات کمرشکنی که در ذهنش رژه میرفتند شلتر شود دنیای پیزوری… تفاوت رفاهِ مدعوین آن مهمانی با آن کارگر، درست به اندازه ی سکوتِ کوچه و گرومب گرومب داخل خانه، فاحش بود. چند خانه آنسوتر نوزادی بیخبر از آشوبِ دنیا دستان مادر به دهان گرفته و در زیباترین عالمِ ممکن غرقِ رویا بود در خیابانِ اصلی آوازِ شبانه جیرجیرک ها در صدای عبور سریع ماشین ها گم شده و دختری تا حدِ مرگ کتک خورده و خونآلود از ماشینی به کنار خیابان پرت شد همان زمان او به قصدِ ترک مجلس از روی مبل برخاست و به دوستش نیز اشاره کرد چه کسی میداند هر شب در پسِ آن سکوت، در پسِ آن آرامشِ تاریکِ کاذب، در خانه ها کوچه ها بیغوله ها، چه بر جان ها و در دل ها میگذرد شیشه ی اتومبیل را تا آخر پایین کشید و نفس عمیقی از هوای خنک بهاری گرفت

بهت گفته بودم تا آخر شب نمونیم آرش، ولی بازم کار خودت رو کردی تقصیر من نیست رفیق، دل کندن از دخترها سخته سری به نشانهی تاسف برای دوست هَوَل و سیریناپذیرش تکان داد و سرعتش را قبل از رسیدن به سرعتگیر کم کرد جلوی اون سوپرمارکت نگه دار سیگار بگیرم پاکت سیگار وینستون سفیدش را مقابل آرش گرفت و گفت از این بکش، صبح میخری به سیگار خودم عادت دارم، همینجا نگه دار زودی میام از وسط خیابان که حتی نصف شب هم پر تردد بود و ماشینها با سرعت میگذشتند، اتومبیل را به کناری هدایت کرد و به پیادهروی خلوت که تمام مغازهها جز یک سوپرمارکت بسته بودند نگاهی انداخت آرش به سختی بدنش را که در اثر الکل کرخت شده بود از صندلی بلند کرد و پیاده شد. نگاهی به دوستش که برخلاف او مست نبود گفت تو چیزی میخوای؟ در حالیکه پیاده میشد گفت نه، یه سیگار میکشم تا بیای.

مشخصات کتاب
  • نام کتاب: برای من برقص
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعی
  • نویسنده: مهرناز ابهام
  • ویراستار: آیرل
  • تعداد صفحات: 653
  • حجم: 3 مگابایت
  • منبع تایپ: آیرل
لینک های دانلود
  • 8 بازدید
https://ayrelroman.ir/?p=14281
لینک کوتاه مطلب:
برچسب ها
موضوعات
آخرین نظرات
نماد اعتماد
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آیرل رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.